شهید
روایت از دوست شهید🌱
آخرین سفرے ڪہ باهم رفتیم، سفر قم و جمڪران بود.
توے اتوبوس وقت رفتن، یہ روضہ حضرت رقیہ(سلام اللہ علیها) رو ڪلیپ ڪرده بودن.
دختربچہها شعر “حالا اومدے، حالا ڪہ دیگہ
رقیہ افتاده از پا اومدی ” رو مےخوندند.
آرمان از این ڪلیپ خیلے خوشش اومده بود. مےگفت:
خیلے گریہ ڪردم! خیلے قشنگہ…
عاشق حضرت رقیہ بود…🥺❤️🩹
موقع برگشت هم فقط از شهدا مےگفت.
همش در مورد ڪتاب شهدا صحبت مےڪرد، در مورد سختے ڪار نیروهاے اطلاعاتے صحبت مےڪرد.

فرم در حال بارگذاری ...
